ماجرای خیانت عروسی که در شب عروسی داماد را به خاک سیاه نشاند

24158

ماجرای خیانت عروسی که در شب عروسی داماد را به خاک سیاه نشاند

دامادی که کلی هزینه برای مراسم عروسی کرده بود و مهمانان زیادی را دعوت کرده بود با خیانت نامزدش روبرو شد!

عروس که داماد را نمی خواست و تن به ازدواج زوری داده بود در شب عروسی با پسری که دوستش داشت متواری شد و آبروی پسر با خاک یکسان شد !

- Advertisement -

عروس جوان وقتی متوجه شد قادر به مجاب کردن خانواده اش در مخالفت با ازدواج با مرد جوان نیست، از آرایشگاه فرار کرد. دامادی در حالی‌که به شدت مضطرب و نگران بود، با مراجعه به یکی از دادسراهای شیراز با ارائه دادخواستی عنوان کرد، همسرش که قرار بوده امروز باهم ازدواج کنند، از آرایشگاه فرار کرده است . در پی این شکایت ؛ بازپرس دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در پلیس آگاهی صادر کرد.

ماموران پس از بررسی موضوع متوجه شدند، این دختر از مدتی پیش با والدین خود اختلاف داشته است و از آنجا که انها وی را مجبور به ازدواج تحمیلی کرده بودند، دختر در آرایشگاه پس از ارتباط تلفنی با جوانی که به او علاقه مند بوده به اتفاق او متواری شده است.

با به دست آمدن این اطلاعات ؛ در مرحله بعد ؛ ماموران متوجه شدند عروس فراری پس از این که نامزدش وی را به آرایشگاه رسانده فرار کرده است.

عروس جوان وقتی متوجه شد قادر به مجاب کردن خانواده اش در مخالفت با ازدواج با مرد جوان نیست، از آرایشگاه فرار کرد.
دامادی در حالی که به شدت مضطرب و نگران بود، با مراجعه به یکی از دادسراهای شیراز با ارائه دادخواستی عنوان کرد، همسرش که قرار بوده امروز با هم ازدواج کنند، از آرایشگاه فرار کرده است . در پی این شکایت ، بازپرس دستور تحقیق و پیگیری در این زمینه را در پلیس آگاهی صادر کرد.
ماموران پس از بررسی موضوع متوجه شدند، این دختر از مدتی پیش با والدین خود اختلاف داشته است و از آنجا که آنها او را وادار به ازدواج تحمیلی کرده بودند، دختر در آرایشگاه پس از ارتباط تلفنی با جوانی که به او علاقه مند بوده به اتفاق او متواری شده است.
با به دست آمدن این اطلاعات ، در مرحله بعد ، ماموران متوجه شدند عروس فراری پس از اینکه نامزدش او را به آرایشگاه رسانده فرار کرده است.
در تحقیقات از داماد، وی گفت: صبح روز عروسی حوالی ساعت 8 صبح بود که نامزدم را مقابل یک آرایشگاه پیاده کرده و قرار شد چند ساعت بعد از آماده شدن دنبالش بروم. تا برای فیلمبرداری به باغ برویم. همان شب نیز مراسم ازدواجمان بود.
وی ادامه داد: سرساعت دنبال همسرم رفتم دقایقی جلوی آرایشگاه منتظر او بودم اما خبری نشد از این رو زنگ آرایشگاه را زدم زن آرایشگر آمد از او خواستم که به نامزدم بگوید من آمده ام اما او مدعی شد عروسی با این نام نداشته اند.
عصبانی شدم داد و بیداد کردم اما مشخص شد که ادعاهای آرایشگر صحت دارد. به کلانتری رفته و موضوع را اعلام کردم در این میان با ماموران به مقابل آرایشگاه رفته و با بررسی دوربین متوجه شدیم 10 دقیقه بعد از پیاده کردن همسرم یک خودرو مقابل در آرایشگاه توقف کرده و نامزدم در حالی که لباسهایش را عوض کرده بود سوار خودرو شده و رفته است.
این داماد سیاه بخت افزود: او با این کاری که کرد آبروی همه ما را جلوی مهمانان برد. آن شب تمامی بستگان در باغ منتظر ما بودند. در پی این اظهارات پرونده ای تشکیل و دستورات لازم برای مشخص شدن موضوع صادر شد.

1 نظر

نظر دهید

لطفا نظر خود را بدهید !
نام خود را وارد کنید